تست
خانه / زن جوان : توفان هوس زندگی ام را به باد داد

زن جوان : توفان هوس زندگی ام را به باد داد

توفان هوس زندگی ام را به باد داد

شوهرم را دوست داشتم و هیچ مشکلی در زندگی نداشتم اما نمی دانم چه شد که در یک امتحان بسیار ساده سرافکنده و شرمسار شدم و چنین بدبختی برایم درست شد.

حالا که با خودم فکر می کنم می بینم واقعا راست می گویند که در برخورد با افراد غریبه و ناشناس باید حد و مرزها را رعایت کرد.

این مطالب بخشی از اظهارات زن جوانی است که برای مشاوره به دایره اجتماعی کلانتری جهاد مشهد مراجعه کرده است.

او در بیان داستان تلخ زندگی اش گفت: ۶ سال قبل با پسر دایی ام ازدواج کردم و یک پسر سه ساله دارم. از زندگی ام راضی هستم، شوهرم نیز مرد باوقار و محترمی است و به من اعتماد کامل دارد.

اما افسوس که توفان هوس زندگی شیرین و قشنگم را به هم ریخت و زیر و رو کرد. مشکل من از روزی شروع شد که زوج جوانی در همسایگی ما ساکن شدند.

آن ها با این که تازه عروس و داماد بودند اما هر روز صدای جر و بحث شان به گوش می رسید و با این سر و صداها آرامش ما را سلب کرده بودند.

یک شب ساعت ۱۲ بود که سر و صدای این زوج جوان دوباره بلند شد و زن همسایه با گریه و التماس درخواست کمک داشت.

من و شوهرم که با این داد و فریادها از خواب پریده بودیم با عجله وارد عمل شدیم و به سراغ آن ها رفتیم.

ما زن همسایه را از زیر شلاق کمربند شوهرش نجات دادیم و تا پاسی از شب او را در خانه مان پناه دادیم.

من دایه مهربان تر از مادر شدم

از فردای آن روز رفت و آمد زن همسایه به خانه ما شروع شد و او همیشه از بدخلقی و سخت گیری های شوهرش می نالید و درددل می کرد.

دلم برای این زن جوان می سوخت و با احساس مسئولیت نا به جایی که در وجودم شکل گرفته بود هر وقت سر و صدایی بلند می شد خیلی سریع خودم را به معرکه می رساندم و سعی می کردم با نصیحت و گفت و گو مشکل آن ها را حل کنم.

افسوس که با این کارها دایه مهربان تر از مادر شده بودم و یکی نبود بگوید تو چه کاره ای و چه تخصصی داری که دیگران را نصیحت می کنی و نخود هر آشی می شوی؟

زن جوان آهی کشید و افزود: صحبت های من اگرچه خیلی از مشکلات زوج جوان را حل کرد ولی برای خودم مشکل بزرگی به وجود آورد.

ماجرا از این قرار است که زن همسایه همیشه مرا دعا می کرد و می گفت: خدا خیرت بدهد چون حرف های خوبی می زنی و تا به حال هیچ کس نتوانسته است این قدر روی فکر و اعمال شوهرم تاثیر بگذارد.

او خواهش کرد تا همسرش را بیشتر نصیحت کنم و متاسفانه من هم که خودم را آدم دانا و زرنگی فرض می کردم گفتم اصلا نگران نباش خودم در کنارت هستم و کمک می کنم تا اخلاق و رفتار شوهرت را تغییر دهیم.

مرد جوان به من ابراز علاقه کرد

چند ماه گذشت و من هر موقع سر و صدایی می شنیدم مثل اجل معلق خودم را به صحنه می رساندم و برای حل اختلافات زوج جوان دست به کار می شدم.

برایم جالب بود که هرچه می گفتم مرد همسایه سرش را پایین می انداخت و در جوابم می گفت: چشم، هر چه شما بفرمایید اطاعت می کنم.

او خودش را مطیع و فرمانبردارم نشان می داد و این مسئله برای من که شوهرم نسبت به خیلی از اصول رفتاری و گفتاری نسبت به روزهای اول زندگی مان کمی بی تفاوت شده بود جذاب و جالب به نظر می رسید.

زن جوان با حالتی تاسف بار افزود: پس از مدتی متوجه نگاه معنی دار مرد همسایه شدم. تا این که یک روز وقتی همراه پسرم از خانه بیرون آمدم تا به بازار بروم مرد همسایه مرا سوار خودرو شخصی اش کرد. او با سخنانی عاطفی از خوبی و حسنات من کمی سخن گفت و در حالی که از آینه وسط خودرو به چشمانم خیره شده بود پس از چند دقیقه گفت: «دوستت دارم، مرا درک کن!»

با شنیدن این جمله انگار یک لیوان آب یخ روی سرم ریختند و بلافاصله از او خواستم خودرو را متوقف کند و پیاده شدم.

خیلی از این بابت ناراحت شده بودم. می خواستم موضوع را به همسرش اطلاع بدهم و گلایه کنم ولی به خاطر حفظ زندگی شان چیزی نگفتم.

اگرچه از آن روز به بعد رفت و آمدم را به خانه همسایه قطع کردم اما نمی دانم چرا در دیدارهای بعدی که با این مرد جوان داشتم فریب خوردم و به حرف های احساسی و پوچ او دلبسته شدم!

این مرد جوان با سماجتی که در ابراز محبت هایش داشت پس از گذشت مدتی کوتاه مرا خام کرد و…!

من از کرده خودم خیلی زود پشیمان شدم و با احساس گناهی که داشتم تصمیم گرفتم توبه کنم اما حالا او دست بردار نیست و مدام برایم ایجاد مزاحمت می کند.

باید بیشتر مراقب باشیم

زن جوان در پایان با چشمانی اشک بار گفت: باید مراقب حرکات و رفتار خود به خصوص نگاه های مان باشیم تا مبادا اسیر شیطان شویم.

من با پا گذاشتن به حریم خصوصی زوجی جوان که دارای اختلافاتی بودند زندگی قشنگ خودم را خراب کردم و دچار عذاب وجدان شده ام.

یک نکته مهم دیگر را هم می خواهم به تمام زوج های جوان بگویم و آن این که مبادا گذشت سال ها و روزها شما را نسبت به همدیگر بی تفاوت کند و زندگی برای تان تکراری شود چون ممکن است در این صورت هر فردی با کوچک ترین تنوعی که در رفتار، گفتار و حتی نگاهی از سوی افراد غریبه رو به رو شود فریب بخورد و مثل من آسیب جدی ببیند.

مشاوره دادن بدون تجربه و علم

درباره این ماجرا نظر یکی از اساتید روان شناسی و مشاور خانواده را جویا شدیم.

دکتر حمید نجات معتقد است: ازدواج سالم به معنای سکون و ثبات نیست بلکه حرکت و پویایی است و مطمئنا در حرکت ممکن است با تلاطم نیز روبه رو باشیم. پس یاد گرفتن چگونه پشت سر گذاشتن پیچ های مسیر زندگی می تواند ما را در ایمن رسیدن به سر منزل مقصود که همانا خوشبختی و سعادت است یاری دهد.

وی افزود: زندگی سالم خانوادگی گاهی اوقات زوجین را به چالش می کشاند چرا که دو نفر دقیقا همانند هم نیستند و اگر این حرکت و چالش ها نباشد زندگی بی روح و یکنواخت خواهد بود.

اما آن چه مهم است طریقه کنار آمدن و به نوعی حل مسئله و تصمیم گیری صحیح است.

در واقع آن چه امروزه ما در اختلافات و مشاجرات خانوادگی شاهدیم این است که متاسفانه هنوز هم عده ای با وجود تبلیغات و افزایش آگاهی، مسئله مهم و حیاتی روان شناسی و مشاوره را جدی نمی گیرند و آن را به عنوان یک علم در نظر نمی گیرند.

این افراد ممکن است برای حل مشکلات خود به طرق غیرعلمی و حتی راه حل های اشتباه روی بیاورند.

آن چه در این ماجرا خواندیم نمونه ای از این ادعاست چرا که زن جوان بدون تجربه و علم وارد حیطه مشاوره شده است و نتیجه این عمل خطا نیز از قبل قابل پیش بینی است.

این استاد دانشگاه افزود: حالا می خواهیم خیلی ساده و خودمانی خطاهایی که در این ماجرا خواندیم را با هم بررسی کنیم.

۱ -مداخله زن جوان در مشکلات زن و شوهر همسایه به عنوان مشاور.

۲ -تداوم رابطه مشاوره ای بین زن جوان و مرد همسایه.

۳ -ناتوانی در تصمیم گیری صحیح توسط زن جوان.

فرصت را غنیمت می شماریم و در این جا به زوج های جوان تاکید می کنیم در صورت بروز مشکل و اختلاف در زندگی حتما نزد مشاور متخصص بروند و از نظرات کارشناسی و مشاوره ای استفاده ببرند.

دکتر حمید نجات در ادامه خاطرنشان کرد: آن چه در علم مشاوره مشاهده می شود این است که در بحث درمان بهتر است مشاور یا درمان گر با فرد مراجع غریبه باشد تا هم مراجع بتواند راحت تر خودافشایی کند و هم مشاور بدون سوگیری(طرفداری یا دخالت و ذهنیت) به ارائه نظر بپردازد.وی در بخش دیگری از اظهارات خود بیان داشت: این که مرد همسایه به زن جوان پیشنهاد برقراری رابطه مخفیانه می دهد را می توان بدین گونه تبیین کرد، معمولا هر رفتار آدمی علتی دارد و رفتار مرد همسایه هم یا معلول نیاز است و یا تنوع طلبی و یا اختلال. از طرفی خام شدن زن جوان نیز در این قالب جای می گیرد.

در هر صورت اگر هر یک از زوجین در زندگی زناشویی به ارضای نیازهای جسمانی و روانی طرف مقابل توجه کنندخیلی از این گونه موارد و مشکلات و آسیب های بعدی پیش نخواهد آمد و اگر اختلال و تنوع طلبی مطرح باشد فرد مقابل بهتر است از اصول و مهارت های زندگی به بهترین نحو استفاده کند.

این مدرس روان شناسی تصریح کرد: به عنوان مثال،آگاهی از مهارت حل مسئله و تصمیم گیری می توانست به زن جوان کمک کند تا تصمیم منطقی بگیرد نه این که هیجانی و احساسی وارد ماجرا شود.

ساده تر بگوییم در زمانی که مرد همسایه به او پیشنهاد برقراری رابطه را داد می توانست فورا واکنش نشان ندهد بلکه کمی فکر کند، مزایا و معایب این رابطه را بررسی کند و مورد ارزیابی قرار دهد و سپس جواب می داد که مطمئنا هیچ آدم عاقلی در این شرایط جواب مثبت نمی دهد! اما چون او به طور احساسی و هیجانی و در تصوری بسیار اشتباه چرب زبانی های مرد همسایه را با برخی رفتارهای همسرش مقایسه کرد پشیمانی، گناه و مشکلات و آسیب های بعدی برایش به وجود آمد.

دکتر حمید نجات در پایان گفت: چند توصیه به زوجین جوان داریم که عبارتند از:

۱ -مشکل در هر زندگی وجود دارد آن چه مهم است صبر، منطقی فکر کردن و عمل کردن، مشورت گرفتن از افراد مومن و متعهد و متخصص می باشد.

۲ -بهترین افراد برای رفت و آمدهای خانوادگی، پدر- مادر- خواهر و برادر هستند دیگران، معاشران درجه ۲ هستند لذا در صورت داشتن ارتباط زیاد و بی حد و مرز با دوستان احتمال این که رابطه ای غیرمنطقی برقرار شود زیاد می باشد.

آموختن و به کار بردن مهارت «نه »گفتن به خواسته های غیرمنطقی و نامعقول دیگران . چرا که ممکن است ناتوانی در این مهارت منجر به یک آسیب جدی و حتی غیرقابل جبران شود.

نکته آخر طرح یک سوال است، واقعا چرا زوجی جوان که باید لحظه لحظه زندگی خود را با شادی، عشق و صفا و صمیمیت به بهترین نحو ممکن تجربه کنند به دلیل ناآگاهی از مهارت های زندگی به ناراحتی، مشاجره و اختلاف بگذرانند و چرا… !

حد و مرزها در روابط انسان ها باید رعایت شود

در پس هر خیانتی، عذاب وجدانی نهفته است. در شماره قبل بررسی حوادث از خیانت یک برادر نسبت به برادر دیگر نوشتیم، خیانتی که به موجب آن برادری با همسر برادر خود ازدواج کرد و زندگی اش تباه شد. پس از هر خیانتی نیز پشیمانی و عذاب وجدان حرف اول را می زند. رعایت نکردن حد و مرزها در روابط انسان ها و برخی عوامل شخصیتی موجب می شود تا حادثه ای شوم و ماجرایی دردناک اتفاق افتد، فراهم کردن زمینه حضور غریبه ها در زندگی شخصی و خصوصی انسان نمی تواند به خیر و صلاح خانواده ها باشد.

خراسان
نویسنده: غلامرضا تدینی راد


درباره ی محمد بخشی

همچنین ببینید

اخبارجدید,خبرهای جدید,اخبار جدید

آزمون در میان تعجب کارشناسان بهترین نشد!

با وجود درخشش فوق العاده در مصاف با آنژی در هفته گذشته لیگ برتر روسیه ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتقالب وردپرس