خانه » فرهنگ و هنر » گفتگوی جالب با حامد بهداد ستاره سینمای ایران

برگزیده های سایت

عکس های بازیگران و ستاره های سلبریتی (۳۳۴) عکس های بازیگران و چهره های سلبریتی (۳۳۳) علی حاتمی، سوته‌دلِ سینمای ایران آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید خانم مجری مشهور که ۱۰ سال ممنوع التصویر است آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد از بازیگران و چهره های مشهور چه خبر؟ عکس های مدلینگ جنیفر لارنس برای برند دیور عصبانیت شدید مهناز افشار در سانسور عاشقانه جنجالی شدن بی حجابی آزاده نامداری در رسانه های خارجی بیماری فلج صورت آنجلینا جولی پس از طلاق حاشیه های جنجالی ازدواج مجدد بازیگران ایرانی ازدواج شهردار با تمساح! + عکس آزار جنسی دختران ورزشکار تیم ملی جنجال جایزه گذاشتن داعش برای سر دختر ایرانی + عکس جنجال عکس بدون روسری فاطمه دختر رییس جمهور سابق جسد مومیایی تقلبی در مراغه کشف شد! + عکس حضور جنجالی دختری در ورزشگاه آزادی! + عکس جنجال رقصیدن در پرواز مالزی به تهران + عکس
  • فان روز
  • اخبار
  • اسرار خانه داری
  • اخبار حوادث
  • بازار
  • اخبار ورزشی

گفتگوی جالب با حامد بهداد ستاره سینمای ایران

مجموعه : فرهنگ و هنر
گفتگوی جالب با حامد بهداد ستاره سینمای ایران

گفتگوی دیدنی با حامد بهداد ستاره سینمای ایران 

حامد بهداد بی تردید یکی از برترین و پرطرفدار ترین بازیگران مرد سینمای ایران هست, وی با بازی و حرکات خاص خود توانسته دقت مخاطبین را جلب کند. دنیا روزگار عجیبی را می‌گذراند و تمام لحظات آن حامله رویدادها ناخوشایند و دردناکی میباشند در مقیاس‌های گوناگون. انسان تمام تلاش خود را برای تسخیر طبیعت به کار برده هست.

امکانات رفاهی که امروز انسان به سادگی از آن بهره گیری میکند, در قبل‌های دور قابل تصور نبود. ما علاوه‌ بر ترقی‌های تکنولوژیکی, ادعای تمدن نیز می کنیم و از آزادی فکر و اندیشه انسان سخن می گوییم و داعیه مخالفت با جنگ را داریم.

اما چنان که پیداست انسان در طول تاریخ همواره در پی قدرت طلبی بوده هست و گذشت زمان و ورود تکنولوژی های گوناگون, تنها ابزار او برای اعمال قدرت را به ابزار پیچیده تر و مفیدتری برای کشتار و به اسارت کشیدن انسان های ضعیف بدل کرده هست. اگر در قبل انسان برای جنگ از تیر و کمان بهره گیری می کرد, امروز به پیچیده ترین سلاح ها و موشک‌ها و انواع بمب‌های شیمیایی و سلاح‌های اتمی مسلح هست

دغدغه اصلی نمایش “شرق دور, شرق نزدیک” به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا نعیمی, همین مساله هست. هرکدام از بازیگران این نمایش به نوعی مجروح میباشند و هرکدام روایت خود را از زندگی دارند و در نهایت این روایت‌ها به هم می‌پیوندند. در واقع این نمایش, به‌گونه‌ای ویرانی انسان را از سرآغاز تاریخ تا امروز روایت می‌کند.

نمایشنامه به چنگیز مغول, به توپ بستن مجلس و نیزکمی جلوتر می آید و به پیشامد پلاسکو و خطاهای پزشکی اشاره میکند و کمی مفصل تر به این مباحث می‌پردازد.

گفتگوی جالب با حامد بهداد ستاره سینمای ایران

از این اثر میتوان با عنوان یک ملودرام اجتماعی اسم برد که موضوع خشونت انسان را در مرزهای ایران و به ویژه در پایتخت به نمایش میگذارد.

با حامد بهداد «بازیگر این نمایش» در خصوص سال‌ها دوری او از تئاتر و هم‌چنین حال و هوای “شرق دور, شرق نزدیک” به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می خوانید:

آقای بهداد, شما بعد از سال‌ها به صحنه تئاتر برگشتید؛جاییکه از ابتدا نیز کار خود را شروع کرده بودید. کمی از حس و حال بازگشت به صحنه بگویید. نفس به نفس تماشاگر بودن برای شما که کار خود را با نمایش نخست کردید, وارد سینما شدید و سال‌ها از صحنه دور ماندید و به آن برگشتید چگونه بود؟

این شماره هشت در زندگی من خیلی دیدنی دقت شده هست. به انواع و اقسام دلبرى خود را ظاهر می‌کند. هشت شماره مورد علاقه من هست. سال ۸۸ بود که اجرایی را در منزل هنرمندان با آروند دشت آرای روى صحنه بردیم و این که بعد از هشت سال مجدد تئاتر دست داد, برایم دیدنی هست.

اما در کل بعد از هشت سال رخداد خاصی نیفتاده مگر اینکه شماره عمر افزایش پیدا کرده و تجارب و خاطره‌هایی اضافه شده و بارگرفته اند و وقتی روی صحنه می‌روى احتمالا آن بار و تجربه‌ها اکثر خودش را در کار بازیگر نشان بدهد,اکثر نمود پیدا کند و احتمالاً رابطه اکثر و بهتری با مخاطب برقرار شود.

فکر میکنم در حال آماده با دقت به این که این تئاتر نقدی هست بر اوضاع پایتخت, حتی ممکن هست در لحظاتى رنگ شعارگونه‌ای داشته باشد اما به نظر میرسد مایحتاج من و مخاطبم باشد و فکر میکنم که باید انجام می‌شد به‌خصوص که در نیمه اول سال چون از سفر برگشته بودم و وقت آزادی برای تمرین داشتم, فکر کردم که برای سال جاری اول یک تئاتر را در کارنامه ام اضافه کنم.

فکر میکنید حال که بعد از هشت سال به صحنه تئاتر بازگشتید, چه تجاربی را از سینما به تئاتر آورده اید؟

مهمترین اتفاقی که برایم رقم خورد, این بود که به سبب شغل سینمایی‌ام از دل شهر و جامعه و مردم دور افتاده بودم. به هرحال چه بد و چه مفید, مردم باعث میشوند که بازیگرهاى سینما به گوشه رانده شوند و ما به‌این دلیل فرصت زندگی کردن در شهر را از دست می‌دهیم و مردم خواه و ناخواه فرصت مشاهده کردن

و دیدن و خلوت را از ما می گیرند اما تئاتر در این روزها باعث شد که هر روز در دل شهر باشم و یک پاتوق منطقی را برای همکاری با مردم پیدا کنم. من برای بهره گیری از فضای شهر, پیاده‌روی در مجامع عمومی و خرید لباس در یک بوتیک, دشوار دارم که به نظر غیر منطقی میرسد اما فکر می کنم که تئاتر محفل منطقی‌تری هست که بشود هم از فضای عمومی تنفسی بگیرم و هم این که در شهر خود, شاهد زندگى باشم.

مساله دیگر این هست که فکر میکنم نسبت تئاتر با دیگر هنرها این هست که تئاتر زنده و پویاست و رابطه بدون واسطه‌ای با مردم برقرار میکند و چون خودم نیز تئاتر خوانده‌ام , علاوه‌بر غیرتى که روی رشته تحصیلی‌ام دارم, مشخصاتش را هم می‌شناسم؛ زنده بودن تئاتر یکی از مشخصات آن هست. به سبب زنده بودن این مقوله, رابطه منطقی با مخاطبان خودم برقرار می کنم. خودِ تئاتر از جنس دیگری هست و مخاطب خاص خودش را دارد.

شما با حمیدرضا نعیمی هم دانشگاهی بودید. به‌طور حتم پیش از این اثرنیز خواهش‌هایی برای نمایش داشته‌اید اما علت جواب مثبت شما به ایفای نقش در “شرق دور, شرق نزدیک” چه بود؟

آقای نعیمی را می‌شناختم. ایشان کمک کرد که من اتمام نامه ام را در سال ۹۲ یا ۹۳ ارائه دهم. در آن سال, پژوهش و پژوهشی داشتم درمورد تراژدی‌های شکسپیر و ما سه ماه, شب و روز با هم کار کردیم و همین باعث شد تا با سلایق و طبع ایشان درمورد نمایش آشنا شوم و فکر کردم براى شروع بد نیست.

چقدر در نمایش کوشش کردید از کاراکتر حامد بهداد سینما فاصله بگیرید؟

من نمیدانم چه‌کاری کردم. این سوالی هست که باید از مخاطب پرسید. من خواستم تئاتری کار کنم که به خودم کمکی کرده باشم, این که چگونه روی صحنه دیده می شوم را مخاطب می‌فهمد.

گفتگوی جالب با حامد بهداد ستاره سینمای ایران

“شرق دور, شرق نزدیک” نمایش مدرنی مخلوط شده با دغدغه‌های کلاسیک بود. انگار که ما هم چنان در دوران حملات چنگیز و تیمور لنگ به سر می بریم منتهی با شکلی نوین‌تر. شما با یک مونولوگ در ابتدای نمایش از این موضوع سخن گفتید.

می خواهم بپرسم خود شما جدای از نقشی که ایفا کردید چقدر به این مساله یقین دارید که دنیای امروز ما, همان دوران چنگیز هست, همان دوران به توپ بستن مجلس و… اما با ابزار و روش‌های مدر‌ن‌تر؟

ابزارها متفاوت میباشند اما ساختار ذهن بشر هیچ تغییری نکرده هست چون همواره در اوضاع افسوس‌بارى به سر میبرد؛ نمی تواند با پدیده‌ای به‌اسم تغییر مواجه شود و در واقع میخواهد اوضاع دلخواه را برای نگه داری امنیتی که به آن عادت کرده هست, حفظ کند اما طبیعت قدرت بیشتری دارد.

ساختار ذهن بشر و نفسش دست نخورده و در همان دوران غارنشینى به‌سر می‌برد و به همان میزان و شکل, حسادت میکند, به همان شکل سبوعیت می‌ورزد و اگر پتانسیلش را داشته باشد, به همان میزانِ خشم, شروع به نابود کردن اطرافش می کند. این مساله در کتب مقدس دیگر و اشارات فلسفى آمده و پر واضح هست که انسان شروع میکند به آلوده کردن محیط زیست, ویرانی جامعه و خودش و تا جاییکه می تواند, بی‌ملاحظه و بی‌محابا ویران می کند.

کارهایی مثل کشتن, ایجاد محدودیت, محدود کردن رشد و خشونت‌هایی از این قبیل. انچه اهمیت دارد, ایجاد فضای نقد و بالا بردن گنجایش نقد پذیری هست چون اگر ما اینکار را نکنیم آسیب خواهیم خورد.کما این که فجایع عجیبی را در این سال‌ها شاهد هستیم وباید تجدید نظرى بر رفتارمان داشته باشیم.

ما در همسایگیِ هم در یک آپارتمان, به شدت نسبت به هم زشت و خشن فکر میکنیم و کمر به قتل هم بسته ایم. به سبب ناسازگاری طبقاتی, به سبب تفاوت در مشاغل و بافت ذهن و هوش و… هرکدام برای خود ما به نادرست, فضیلتی را در نظر گرفته‌ایم و به دلیل آن فضیلت کاذب, ماسک و لباس متفاوتی مهیا کرده و شروع می کنیم به کشتن همسایه و ویرانی نزدیکان‌مان.

نقد رسانه, نقد مشخص جامعه پزشکی و… در این اثر وجود داشت. کاراکترهای نمایش در شکل‌ها و اندازه‌های گوناگون زخم خورده بودند اما هم چنان به زندگی خود ادامه می‌دادند و گویی همۀ در انتظار رسیدن به شرق دور بودند. شرق دور از منظر شما کجاست؟ آیا همان آرمان شهری هست که هیچ‌وقت به آن نمی رسیم؟

در واقع شرق دور, اندرونیِ تک تک ماست و شرق نزدیک, همین اطرافی هست که در آن زندگی می کنیم اما شرقی که به جست‌‌وجوی آن هستیم, فردیتی مقدس و گرامی هست اما سراغش نمی‌رویم. ما باید پاسداشت خود را داشته باشیم و به فردیت خود ما اعتنا کنیم.

شرق دور اندرونی دل , روح و ذهن ماست برای ویرانی نفس و پرداختن به عشق و مدارا با اوضاع زشت فعلى, برای افزایش اطلاع و دانش. اما این فردیت, به دلیل منافع کثیف دیگران به خطر افتاده هست. حتی ما خود ما موجودیت خود ما را به‌دلیل منافع بیرونی به خطر می‌اندزیم. به‌دلیل همین منافع بیرونی هست که منافع درون را خراب کردیم.

به‌جای این که به ترویج خود ما از درون بپردازیم آن را رو به بیرون فرافکنی می کنیم. شرق دور, دلِ ماست و شامل حال اتباع ایرانى می شود و اگر ما امروز به شرق دور که در واقع نزدیک‌ترین نقطه وجود ماست اعتنا می کردیم, شاهد این رویدادها اسفناک و زشت و نامحترم در اطراف‌مان نبودیم

و این که اگر نقدی بر قشری یا جایی در تئاتر دیده می شود, صرفا بی احترامی به قشری نیست, فقط به دلیل نامحترم داشتن دل و اندرونی انسان هست. به‌خصوص برای مردم ایران که معرفت و عرفان در قبل آن‌ها همواره وجود داشته هست.

گفتگوی جالب با حامد بهداد ستاره سینمای ایران

تئاتر امروز ایران در شرایط عمده خوبی نیست و آثاری فروش می روند که بازیگران مطرح سینما در آن نقش ایفا کنند و گرچه میباشند بازیگرانی که تا به حال حتی یک کار صحنه‌ای نداشته‌اند و اکثر بازیگران تلویزیون و گاه سینما بوده‌اند. چرا همواره سینما از فروش و اوضاع بهتری نسبت به تئاتر بهره مند هست؟ و به طور کلی خودتان اوضاع تئاتر را نسبت به قبل‌ای که در آن کار می کردید چگونه می بینید؟

در حال آماده, رونق بهتری در تئاتر میبینم چون مردم نمایش ببین و تئاتررو شدند. سینما رسانه عامه‌تری هست اما برای دیدن تئاتر, باید از شعور بیشتری به‌عنوان یک تماشاچی برخوردار باشید تا بتوانید با آن رابطه برقرار کنید. سطح شعور در جامعه بالا رفته هست.

از جانب دیگر کمک ها باید حکومتی و دولتی باشند. زمانی فرانسه دچار دشوار شد و حتی یارانه نان قطع شد, یارانه تئاتر را قطع نکردند, چرا که تئاتر نیاز فرهنگی آنان بود.اما در خصوص هنرمندان سینما که به تئاتر می آیند باید بگویم که این به شعور آن بازیگر برمی‌گردد که می خواهد در چه نمایشی ایفای نقش کند.

باید بیندیشد آیا تئاتری که روی صحنه برده نیاز جامعه هست؟ آیا پیام و نقد و افزایشی براى جامعه به همراه دارد؟ آیا برای خویش افزوده‌ای دارد؟ یا این که فقط نمایشی روی صحنه برده و مردم نیز آمده و رفته‌اند؟

خواستگاه اجتماعی من تئاتر هست و میدانم که کجا باید حضورداشته باشم چون زنده و دلنازک هستم. ممکن هست هر انگی به ما بخورد چرا که به هنرمندان تهمت‌های گوناگون می زنند اما هنرمندان و آدم‌های قلمی و منتقدان, افراد واکنشى جامعه میباشند و بسته به نیاز آن روز علایم حیات را از خودشان نشان می دهند.

واکنش امروز من نسبت به محیطى که درآن زندگی می کنم, حضور در تئاتری هست که امروز در آن ایفای نقش می کنم. این واکنش هنرمندانه من هست, نمی گویم نادرست هست, خیلی هم درست هست اما ممکن هست از سطح دیگرى برخوردار باشد.

شما علاوه‌بر بازیگری, موسیقی هم کار می کنید و همین طور در نمایشگاه‌های گوناگون تجسمی نیز حضور دارید. فکر میکنید حضور در فضاهای گوناگون هنری چقدر شما را در کار هنر اصلی خودتان که سینما و تئاتر هست پیش می برد‌؟ برخی معتقدند هنرمند تنها باید در رشته فعالیت حرفه ای خود کار کند.

آن کسانی‌که میگویید, افراد مورد علاقه‌شان را محدود می خواهند. من برده ذهنیت مسدود دیگران نیستم و در واقع به‌عنوان یک فرد آزاد می خواهم در تمام فضایی که امکان دارد تنفس کنم, از جمله موسیقی, نمایش, تئاتر, سینما و… در نتیجه تا حدى که استعداد و دانشش را دارم فعالیت میکنم. دیدن گالری های نقاشی, تصویر, مجسمه و… سطح سلیقه را بالا می برد و چشم را قوی می کند. باید اکثر در همجواری هنرمندان زمانه خود باشیم تا دچار انفعال نشویم.

و سوال پایان این که آیا باز هم قصد انجام کار تئاتر دارید؟ برنامه کاری آینده تان چیست؟

ادامه می دهم.

حدود دودهه از فعالیت تئاتری و سینمایی شما می‌گذرد. پس از سال‌ها به منزل اول بازگشته‌اید؟ آن حامد بهداد فیلم “آخربازی” که دراولین بازی خود کاندیدای فان روز شده در این سال‌ها برایش چه اتفاقی افتاده هست ؟ اکنون که به تئاتر بازگشته ,چقدر با آن بهدادی که از تئاتر و منزل اولش رفت تا ستاره سینما شود , تفاوت کرده هست؟

همه ی تفاوت ما در قیاس با یکدیگر, حاصل پذیرش و عدم پذیرش هر انسان در مقابل تغییر ناگزیرى هست که در هسته زندگى رخداد مى افتد. براى من ترکیبى از این دو هست.

Powered by FunRoz.Com

تاریخ انتشار: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ | بازدید: 3 بازدید | توسط: python
جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

گوناگون

تازه های معرفی نرم افزار اندروید

تازه های دنیای بازیگران