خانه » فرهنگ و هنر » شعر و ترانه » شعر عاشقانه و زیبای بهادر یگانه با نام راز دل

برگزیده های سایت

استوری داغ و پربازدید هنرمندان و بازیگران کشور خوشتیپ ترین ستاره های این هفته سینما | مدل لباس بازیگران معروف خارجی اولین فینالیست با حجاب در مسابقه دختران شایسته + عکس وسایل عجیبی که برای قتل به کار برده شدند | عجیب ترین آلت های قتاله تصاویر عجیب ترین حیوانات خانگی سلبریتی ها ترسناک ترین فیلم های تاریخ جهان در یک نگاه + تصاویر چهره های معروف در مراسم خاکسپاری حسین عرفانی مجموعه جملات و عکس نوشته های تسلیت عاشورا تاسوعا ۱۵ عکس پروفایل خاص محرم ۱۰ عکس گل برای پروفایل عکس بازیگران و چهره های مشهور در شبکه های اجتماعی (۴۹۴) مشهورترین و زیباترین بازیگر زن کشور چین ناپدید شده است جسدهای مومیایی شده معروف ترین افراد جهان + تصاویر تصاویر استوری و واکنش بازیگران به درگذشت حسین عرفانی اخبار بازیگران و هنرمندان خارجی مشهور دنیا در اینستاگرام (۵) عطرهای پاییزی ویژه آقایان | برترین برندهای عطر برای فصل سرما ۱۶ عکس پروفایل عاشقانه جدید چه گوارا و حقایقی جالب و خواندنی درباره او استوری بازیگران و هنرمندان در اینستاگرام ایرانی (۲۱)

تازه های اخبار

بیشتر بخوانید

تازه های اخبار حوادث

بیشتر بخوانید
  • فان روز
  • اخبار
  • اسرار خانه داری
  • اخبار حوادث
  • بازار
  • اخبار ورزشی

شعر عاشقانه و زیبای بهادر یگانه با نام راز دل

 

اشعار عاشقانه بهادر یگانه , شعرهای جدید

اشعار عاشقانه و زیبای بهادر یگانه

 

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من

این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر   

سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی

 سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم

وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند

شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند

منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند

به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر

 ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو

 روی دل بود به سوی آستانه ی تو

تا آید شب ، در میان تیرگی ها ، گشاید تن ، روح من به شور و غوغا

رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی

سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم

وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

گوناگون

تازه های معرفی نرم افزار اندروید

تازه های دنیای بازیگران