خانه » فرهنگ و هنر » شعر و ترانه » شعر عاشقانه و زیبای بهادر یگانه با نام راز دل

برگزیده های سایت

اینستاگردی با ستاره های هالیوودی | از هیلاری داف تا آریانا گراندی خوشتیپ ترین بازیگران و ستاره های زن هالیوودی | بهترین تیپ ها و آرایش ها جشن عروسی پریانکا چوپرا و نیک جوناس | یک عروسی غربی شرقی جشن عروسی پریانکا چوپرا و نیک جوناس | یک عروسی غربی شرقی تیپ و استایل آذر ماهی بازیگران و چهره های مشهور ایرانی معرفی خوشتیپ ترین مردان انگلیسی | از دیوید بکهام تا هری استایلز با عجیب ترین و خفن ترین سواحل دنیا آشنا شود (عکس) اینستاگردی با مینا وحید بازیگر مشهور و پرحاشیه | روی خط اینستاگرام استوری های بازیگران و سلبیریتی های ایرانی در اینستاگرام (۳۲) جدیدترین عکس های بازیگران و ستاره های ایرانی و خارجی در اینستاگرام داغ ترین عکس و اخبار اینستاگرام ستاره های ایرانی و خارجی استوری های بازیگران و ستاره های ایرانی در برنامه اینستاگرام (۳۲) تصاویر بازیگران و تیپ و استایل ستاره های ایرانی و خارجی جدایی و طلاق های معروف سلبریتی ها + عشق های پایدار در میان ستاره ها معرفی افراد عادی که با خاندان سلطنتی جهان ازدواج کرده اند تصاویر بازیگران و اینستاگرام ستاره های ایرانی و خارجی (۵۰۶) ۲۰ عکس غمگین دخترانه بدون متن معرفی تمام ملکه های حال حاضر دنیا + مشهورترین تاج های ملکه ها

تازه های اخبار

بیشتر بخوانید

تازه های اخبار حوادث

بیشتر بخوانید
  • فان روز
  • اخبار
  • اسرار خانه داری
  • اخبار حوادث
  • بازار
  • اخبار ورزشی

شعر عاشقانه و زیبای بهادر یگانه با نام راز دل

 

اشعار عاشقانه بهادر یگانه , شعرهای جدید

اشعار عاشقانه و زیبای بهادر یگانه

 

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من

این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر   

سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی

 سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم

وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند

شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند

منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند

به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر

 ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو

 روی دل بود به سوی آستانه ی تو

تا آید شب ، در میان تیرگی ها ، گشاید تن ، روح من به شور و غوغا

رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی

سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم

وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

گوناگون

تازه های معرفی نرم افزار اندروید

تازه های دنیای بازیگران