خانه » سرگرمی » داستان و حکایت » قصه ی کرم شب تاب

برگزیده های سایت

درآمد سوپر استارها در یک روز چقدر است | از سایمن کاول تا اد شیرن عکس های ۱۰ زیباترین بازیگران زن ایرانی + بیوگرافی مدلینگ های زن مشهور دنیا چگونه تبدیل به سوپر مدل شدند؟ +عکس بهترین نوستالژی های ژاپنی در ایران | از نیسان تا پاناسونیک ستاره هایی که زیباترین لبخند را دارند | از مگان فاکس تا سلنا گومز معرفی ستاره هایی که نقاش هستند | از جانی دپ تا لیدی گاگا تیپ بهمن ماهی ستاره های ایرانی | از هدیه تهرانی تا الهام حمیدی محبوب ترین سگ های دنیا + بایدها و نبایدهای غذایی سگ ها زوج های معروفی که همیشه ست می پوشند | اخبار سلبریتی ها همراه با عکس سلفی های خطرناک که منجر به مرگ شدند | عکس های مرگبار خبرهای جدید از اینستاگرام ستاره های ایرانی و خارجی مشهور جهان خوشتیپ ترین زوج های مشهور دنیا | از جنیفر لوپز تا دیوید بکهام +عکس استوری های اینستاگرام افراد مشهور ایرانی (۳۷) معرفی شاخ های توییتر جهان | از جنیفر لوپز تا جاستین بیبر + عکس بررسی پربازدیدترین ویدیوها در فضای مجازی ایران | از شکنجه گر تا هلالی عکس های تیپ و استایل ستاره های ایرانی و خارجی در سال ۲۰۱۹

تازه های اخبار

بیشتر بخوانید

تازه های اخبار حوادث

بیشتر بخوانید
  • فان روز
  • اخبار
  • اسرار خانه داری
  • اخبار حوادث
  • بازار
  • اخبار ورزشی

قصه ی کرم شب تاب

قصه کودمانه کرم شب تاب

قصــه ی کرم شب تاب

 

گروهی میمون در کوهی زندگی می کردند. یک شب ، بادسردی شروع به  وزیدن کرد.

 

میمون های بیچاره ، به اطراف می دویدندوبه دنبال جایی گرم می گشتند.

 

دراین هنگام چشمشان به کرم شب تابی افتاد که درکنار درختی  پناه گرفته بود .

 

میمون ها خیال کردند که آن کرم آتش است.

هیزم بر روی آن گذاشته بودند وفوت می کردند تا آتش درست کنند.

مرغی بر روی یکی از شاخه های درخت نشسته بودوکار بیهوده ی میمون ها را تماشا می کرد. به آن ها گفت : این آتش نیست که هیزم  روی آن گذاشته اید!

ولی میمون ها اصلا توجهی به حرفهای اونمی کردند .

دراین هنگام ، مرد مسافری از کنار آن درخت می گذشت .

به مرغ گفت : بیهوده خودت را خسته نکن . حرف های تو در گوش این گروه فرو نمی رود .

 

نصیحت کردن این میمون ها مثل پنهان کردن شکر درزیرآب و امتحان کردن شمشیر بر روی سنگ است .

مرغ به حرف های مرد مسافر توجهی نکرد. ازدرخت پایین آمد ونزد میمون هارفت وگفت : این ……. آتش  ……. نیست !

 میمون ها که ازدست مرغ کلافه شده بودند، اورا گرفتند وپرهایش راکندند.

 داستان از کتاب کلیله ودمنه ، بازنویسی مریم شریف رضویان ، بااندکی تغییر

مطالب پربازدید این بخش

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

گوناگون

تازه های معرفی نرم افزار اندروید

تازه های دنیای بازیگران