خانه » اخبار » اخبار حوادث » عاقبت رابطه زن متاهل با دوست برادرش در خانه

برگزیده های سایت

تیپ و استایل جدید آبان ماهی بازیگران و  ستاره های مشهور ایرانی اینستاگردی با هدی زین العابدین بازیگر خوش چهره سینما زیباترین مجموعه اس ام اس صبح بخیر و متن صبح بخیر عاشقانه زیبا + عکس بازیگرانی که شباهت عجیبی به هم دارند + عکس کودکی بازیگران مشهور عکس استوری های بازیگران و چهره های سرشناس ایرانی (۲۹) گالری داغ و جذاب عکس های بازیگران و سوپراستارهای ایرانی لیست بانفوذترین انسان های تاریخ | از بروسلی تا عیسی مسیح تصاویر داغ بازیگران و ستاره های خارجی مشهور جهان در اینستاگرام (۷) ۲۰ عکس نوشته پروفایل اینستاگرام خبرهای داغ از چهره ها و بازیگران در اینستاگرام (۴۹۹) استوری های بازیگران ایرانی + تصاویر ستاره های مشهور ایرانی (۲۶) تیپ و استایل جدید و پاییزی چهره های مشهور ایرانی و فرزندانشان سوپراستارها و بازیگران مشهور جهان +اخبار داغ ستاره ها (۶) ۱۷ عکس نوشته پاییز ۹۷ ۲۰۱۸ شیک ترین مدل بوت های مردانه مد امسال فال روز سه شنبه ۳ مهر۱۳۹۷ آموزش آرایش چشم با لنز رنگی | کارهای اساسی آرایش چشم فال روز یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷

تازه های اخبار

بیشتر بخوانید

تازه های اخبار حوادث

بیشتر بخوانید
  • فان روز
  • اخبار
  • اسرار خانه داری
  • اخبار حوادث
  • بازار
  • اخبار ورزشی

عاقبت رابطه زن متاهل با دوست برادرش در خانه

مجموعه : اخبار حوادث

عاقبت رابطه زن متاهل با دوست برادرش در خانه 

زنی که در زندگی خود بارها در ارتباط با مردان به شکست خورده بود تصمیم گرفت شوهر دومش رابه قتل برساند و با کس دیگری ازدواج کند. وسوسه های شیطان رهایم نمیکرد.

 

شوهرم را دوست داشتم چرا که او به من عشق می ورزید و همه ی تلاشش را برای سعادت و خوشبختی یک زن مطلقه بکار گرفته بود اما زمزمه های عاشقانه «قیصر» زیر گوشم روح و روانم رابه هم ریخته بود.

 

او همواره میگفت بطور غیرقانونی از کشور خارج میشویم و زندگی رویایی خواهیم داشت ولی همسرم مانع بزرگی بود تا این‌که تصمیم وحشتناکی گرفتیم…

 

 زن ۳۲ ساله در حالیکه بیان می‌کرد پس از تحمل کیفر و رهایی از زندان هنوز هم عذاب وجدان دارم به مشاور کارشناس اجتماعی یک کلانتری گفت چند سال بعد از گرفتن دیپلم ازدواج کردم اما بدلیل اعتیاد همسرم زندگی ما تنها یکسال دوام آورد و از او جدا شدم.

 

بعد از این ماجرا و برای تامین هزینه های زندگی ام در بیرون از منزل مشغول کار شدم. اگر چه کار ثابتی نداشتم و مدام شغلم را عوض میکردم اما دوست داشتم سایه یک مرد بالای سرم باشد. با این وجود هیچ کدام از خواستگارانم را نمی پسندیدم چرا که عده ای از انها یا مسن یا متاهل و دارای چند فرزند بودند و یا …

 

تا این‌که روزی یکی از همسایگانم واسطه خواستگاری از من برای پسر مجردی به نام “رحیم” شد. رحیم با آن که لکنت زبان داشت اما مهربان، خوش تیپ و جذاب بود. او به من عشق می ورزید و دوست نداشت هیچ‌ گاه چهره مرا غمگین ببیند. مهربانی های او موجب شد تا من هم زندگی عاشقانه ای برایش بسازم

 

اما ماجرای سیه روزی های من زمانی آغاز شد که «قیصر» را در حیاط خانه پدرم دیدم. او دوست برادرم بودو سعی می‌کرد باوقار و متین با من رفتار کند. برادرم در حالی‌که با او بیرون می رفت فریاد زد سورپرایزی برایت دارم البته سورپرایز او خیلی زود لو رفت قیصر و برادرم قصد داشتند غیرقانونی به کشور آلمان مهاجرت کنند.

 

بهمین دلیل رفت و آمدهای شان آنقدر زیاد شده بود که دیگر به منزل ما هم می آمدند و همسرم بسیار به انها احترام می گذاشت. دراین میان من هم به جمع انها پیوسته بودم ودر واقع سه دوست شده بودیم. یکسال از این رفاقت ها می گذشت که روزی به خانه مادرم رفتم. قیصر و برادرم آن جا تنها بودند.

 

دقایقی بعد برادرم برای خرید چای کیسه ای بیرون رفت. در همین لحظه قیصر خودش رابه آشپزخانه رساند و زیر گوشم گفت که عاشقم شده است. آن روز سیلی محکمی به او زدم چرا که در زندگی با رحیم هیچ کمبودی نداشتم اما ازآن روز به بعد قیصر مدام پافشاری می‌کرد تا این‌که بالاخره دچار وسوسه های شیطانی شدم و به امید زندگی رویایی در بیرون از کشور دل در گرو عشق او گذاشتم.

 

ولی گذشتن از رحیم هم برایم راحت نبود. او برادرم را راضی کرده بود تا رحیم را از سر راهمان بردارد. من ابتدا مخالفت کردم و گفتم طلاق می‌گیرم اما چشمان هوس آلود قیصر حتی تفکر را از من گرفته بود دوست نداشتم رحیم قربانی رابطه کثیف و شیطانی من شود ولی قیصر خود شیطان بود که مرا هم به دنبالش می‌کشید.

 

طبق یک نقشه از قبل طراحی شده رحیم را در تاریکی شب به نقطه خلوتی از شهر کشاندم که در مسیر عبورمان برادرم و قیصر هم به ما پیوستند و آن جا طی یک درگیری ساختگی قیصر با ضربات چاقو همسرم را مقابل چشمانم به قتل رساند.

 

پیکر وی را در همان منطقه در حالی دفن کردیم که هنوز آخرین نگاهش تمام وجودم را می سوزاند او در طول چهار سال زندگی عاشقانه برایم زحمت کشید. حدود سه ماه بعد نیز کارآگاهان آگاهی مرا دستگیر کردند و قیصر هم یکسال بعد هنگام خروج از کشور به دام افتاد.

 

مطالب مرتبط :

مردی که زنش را در اختیار دیگران می گذاشت

حمام کردن دختر دانشجو و ورود مرد لخت همسایه

مردی که از هیجان هنگام همخوابی با زن فاحشه مرد

زایمان دختر بدکاره در اتاقش و عاقبت نوزادش

تجاوز به زن زیبا و جذاب آمریکایی داخل لیموزین

تجاوز همزمان دو پسر به دختر تهرانی در خانه خالی

 

 

Powered by FunRooz.Com

تاریخ انتشار: یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ | بازدید: 49 بازدید | توسط: python

تازه های این بخش

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

گوناگون

تازه های معرفی نرم افزار اندروید

تازه های دنیای بازیگران