خانه » گوناگون » روایت افخمی از سریال پرستاران ایرانی

برگزیده های سایت

اس ام اس ادبی عاشقانه و ناب برای شما ۳۱ عکس برای پروفایل محرم عکس های بازیگران و چهره ها مشهور این روزها (۳۳۶) عکس های بازیگران و چهره های جنجالی (۳۳۵) عکس های بازیگران و ستاره های سلبریتی (۳۳۴) عکس های بازیگران و چهره های سلبریتی (۳۳۳) علی حاتمی، سوته‌دلِ سینمای ایران آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید خانم مجری مشهور که ۱۰ سال ممنوع التصویر است آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد از بازیگران و چهره های مشهور چه خبر؟ عکس های مدلینگ جنیفر لارنس برای برند دیور عصبانیت شدید مهناز افشار در سانسور عاشقانه جنجالی شدن بی حجابی آزاده نامداری در رسانه های خارجی بیماری فلج صورت آنجلینا جولی پس از طلاق حاشیه های جنجالی ازدواج مجدد بازیگران ایرانی ازدواج شهردار با تمساح! + عکس آزار جنسی دختران ورزشکار تیم ملی جنجال جایزه گذاشتن داعش برای سر دختر ایرانی + عکس
  • فان روز
  • اخبار
  • اسرار خانه داری
  • اخبار حوادث
  • بازار
  • اخبار ورزشی

روایت افخمی از سریال پرستاران ایرانی

مجموعه : گوناگون
همشهری شش و هفت – سعیده نیک اختر: علیرضا افخمی، نامی آشنا در سریال‌سازی‌ تلویزیونی است. اگر برادر بزرگش، بهروز را اهالی سینما و بینندگان برنامه هفت می‌شناسند، او را تلویزیونی‌ها به‌خوبی با کارهایش می‌شناسند.

افخمی ۵۵ ساله ‌ حدود ۳۰ سالی می‌شود که در عرصه نمایش فعال است، به‌طور خاص در حوزه سریال‌سازی کار می‌کند. او در کنار سیروس‌مقدم، برنامه‌ریزی سریال «امام علی» داوود میرباقری را در دهه ۷۰ انجام داد و در دهه ۸۰ با ساخت سریال‌های مختلف، نشان داد که رگ خواب مخاطب را خوب می‌شناسد. او فیلمنامه سریال‌هایی را نوشت و آنها را کارگردانی کرد که در ذهن مخاطب ماندگار شد.

شغل؛ مهربانی 

او سریال‌های رمضانی مانند او یک فرشته بود، پنجمین خورشید و پنج کیلومتر تا بهشت را ساخت و فیلمنامه سریال‌های اغما، روز حسرت، تب سرد و عملیات ۱۲۵ را نوشت. پارسال هم فیلمنامه پرستاران را بعد از کلی تحقیقات با همکاری وزارت بهداشت نوشت و فصل اول آن را کارگردانی کرد. حالا فصل دوم سریال پرستاران به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی روی آنتن است. سریال پرستاران، بعد از سریال ۱۲۵ که درباره حرفه آتش‌نشانی بود، دومین سریالی است که افخمی با محوریت شغل نوشته است.او درباره فضای نوشتن در این حوزه می‌گوید.

 سریال‌هایی که اسم مشخصی با اشاره به صنف ‌ یا حرفه‌ای دارند معمولا با نقد روبه‌رو می‌شوند. شما هم در این‌باره با چالش‌هایی روبه‌رو شدید؟

بله! سریال پرستاران هم از این چالش‌ها مستثنا نبود. از همان موقعی که با آقای وزیر، دکتر هاشمی صحبت کردیم این مطالب مطرح شد. به‌دلیل اینکه قشر پرستار- که بسیار زحمتکش هستند- کلا گله‌مند بودند و در‌واقع؛ فضای ملتهبی بین خانه پرستار، سازمان نظام صنفی پرستار با وزارت بهداشت وجود داشت.

این‌ مسائل کار را سخت می‌کرد. به‌طوری که چیزی حدود یک سال وقت صرف تحقیقات میدانی برای این کار کردیم. تمام این تحقیقات‌ برای این بود که بفهمیم چه مشکلاتی در بین این قشر وجود دارد. نتیجه این تحقیقات مطالبات این قشر را برایم مشخص کرد. سعی شد این مسائل تا حد زیادی در فیلمنامه مشخص شوند. البته خود دکتر قاضی‌زاده هاشمی- وزیر بهداشت- خیلی سعه صدر داشتند؛ چون در بخشی از فیلمنامه درباره مطالبات پرستاران، انتقادهایی به وزارت بهداشت شده.

با این حال، ایشان تأکید کردند هرچه را که باید گفت، بگویید ولو اینکه نقد به وزارت بهداشت باشد. در واقع ایشان دست ما را سخاوتمندانه باز گذاشتند. همه اینها باعث شد طعم سفارشی شدن کار کم شود.در هر صورت، سعی کردم فیلمنامه‌ای بنویسم که در آن هم وضعیت پرستارها به تصویر کشیده شود و هم داستان جذاب باشد. خود اسم سریال (پرستاران) توقعاتی را ایجاد می‌کرد که این قشر از ما داشت. از طرفی‌ این سریال برای قشر عام ساخته می‌شد نه فقط قشر پرستار. از سویی دیگر‌ آقای دکتر ایازی- معاون امور اجتماعی وزارت بهداشت- هم خواسته‌هایی داشتند و همه اینها کار را سخت می‌کرد. برای جذب مخاطب انبوه، باید درام را وارد قصه پرستارها می‌کردیم که خوشبختانه این موضوع را آقایان به‌خوبی درک کردند.

وزارت بهداشت نظارتی روی کار داشت؟

نه اینطور نبود. دکتر قاضی‌زاده هاشمی خیلی اطمینان داشتند و تا پایان کار حمایت خوب و ارزشمندی از کار داشتند و هیچ‌ چیزی را تحمیلی نکردند. از همه مهم‌تر اینکه ما را به سمت اهداف شعاری وزارت بهداشت سوق ندادند.

اسم سریال خیلی‌ها را یاد سریال معروف استرالیایی پرستاران می‌اندازد. این انتخاب عمدی بوده؟

در انتهای ساخت سریال، متوجه این شباهت شدم و به دکتر ایازی هم پیشنهاد دادم اسم سریال را عوض کنند، اما ایشان نپذیرفتند. اسم ابتدایی سریال بخش اورژانس بود؛ چون سریال بیش از اینکه به پرستار بپردازد، به بخش اورژانس می‌پردازد. پرستاران به‌معنای عام در تمام فضای بیمارستان فعال هستند. با این حال، امکان حضور در تمام بخش‌ها را نداشتیم و نهایتا توانستیم فقط بخش اورژانس را در پارکینگ بیمارستانی بازسازی کنیم! در پارکینگ دکور ساختیم و تمام ابزار بیمارستانی را آوردیم. بنابراین اسم بخش اورژانس مناسب کار بود که امکان‌پذیر نشد.

معمولا ساخت سری دوم سریال با دردسرهایی همراه است. چه مشکلاتی در ساخت سری دوم داشتید؟

درست است که این کار در دو فصل ساخته می‌شود‌ اما در ابتدا قرار بود در یکسری ۵۲ قسمته ساخته شود. در این خصوص از وزارت بهداشت و کمی از همکاران پخش تلویزیونی گله‌مندم. بخش بزرگی از آن برمی‌گردد به موضوع لوکیشن. وزارت بهداشت به ما قول داده بود که بخش اورژانس یک بیمارستان نوساز را به ما بدهد. چیزی حدود شش ‌ماه معطل شدیم که نهایتا تأمین نشد.

دکور‌سازی‌ هم چند‌ ماه کار را عقب انداخت. تاریخ پخش بهمن بود‌ اما ما آماده پخش نبودیم. ‌ همان موقع گفتم تاریخ پخش را عقب بیندازیم، مثلا می‌توانستیم از فروردین پخش را شروع کنیم که کار یک تکه پخش شود. منتها نه آقای دکتر ایازی این را پذیرفتند و نه مسئولان پخش. اینگونه شد که مجموعه دوپاره شد؛ بخشی از آن قبل از عید پخش شد و بخشی دیگر بعد از عید. هنوز هم فکر می‌کنم یکی از ضربه‌هایی که سریال خورده از همین موضوع است. اگر می‌توانستیم در سال جدید کار را پخش کنیم در کیفیت پس تولید مثل صداگذاری و تدوین هم موفق‌تر بودیم.به‌نظرم پیوستگی پخش باعث می‌شود تماشاچی با دقت بیشتری سریال را ببیند.

شغل؛ مهربانی

بحث هویت شغلی در سریال‌ها بسیار مهم است و در عین حال حلقه گمشده بسیاری از فیلمنامه‌هاست. داشتن شغل چقدر در خلق نقش‌ها اهمیت داشت؟

تأثیری که این اسم در کارم گذاشت، بسیار کمک‌کننده بود. طبیعتا وقتی به شما گفته می‌شود یک آدم خلق کن، کار سخت‌تری در پیش دارید تا وقتی که به شما بگویند یک پرستار خلق کن. حداقل جنبه‌هایی از آن آدم که تحت‌ تأثیر شغل خود قرار دارد، از ابتدا مشخص است. البته این کار مشکل دیگری هم دارد. به این معنا که باید افراد زیادی خلق می‌کردم که همه در عین برخورداری از شغلی یکسان، ویژگی‌های فردی متفاوتی داشته باشند. این اشخاص باید از همدیگر متمایز باشند. خود این موضوع پیچیدگی ایجاد می‌کرد.

علت اینکه سریال‌سازان از انتخاب شغل افراد در سریال یا ساخت سریال‌های شغل محور، دوری می‌کنند چیست؟

بیشتر به بخش صنفی مربوط می‌شود که هنوز در ایران جا نیفتاده است.البته این بحث فقط در مورد صنوف نیست. هر شخصیتی را با هر شغلی نشان دهید که احیانا ضعف شخصیتی دارد ‌ یا نسبت به شغل خود بی‌تعهد است، صدای افراد واجد آن شغل در جامعه درمی‌آید. هنوز در ایران جا نیفتاده که مشاغل نقد شوند.

اصولا در ایران آستانه تحمل افراد پایین است و زود عکس‌العمل نشان می‌دهند. این مسائل سبب شده در سال‌های اخیر فیلمسازان دردسرها را به جان نخرند و به اندازه‌ای که ضرورت داستان ایجاب می‌کند، به شغل‌ها توجه کنند.این موضوع حتی باعث شده ضرورت‌هایی را که جامعه از آن مشاغل توقع دارند، مطرح نشود. در واقع سانسورهایی از طرف صنوف و فیلمسازان اعمال می‌شوند که به‌نظرم یکی از دلایل اصلی بی‌رمق شدن تلویزیون، سریال‌سازی‌ و سینما در ایران همین باشد. منظور از بی‌رمق شدن غیرواقعی دیده شدن از نظر مردم است. مطرح نشدن شغل در فیلم و سریال واقع‌نمایی را کمرنگ می‌کند.

 بین انتخاب بازیگر و شغل، معیاری وجود داشت؛ یعنی بازیگری برای این نقش خاص انتخاب شده بود؟

درباره بعضی از نقش‌ها پیش از نگارش فیلمنامه فکر کرده بودم که چه‌کسی آن را بازی کند و بنابراین تا حدی متن براساس بازیگر نوشته شد.اینگونه بود که بعضی از اشخاص حین نوشتن انتخاب شدند و تا حدودی بسط و گسترش فیلمنامه براساس این انتخاب انجام شد. بعضی‌ها هم متناسب با نقش در پایان نگارش انتخاب شدند.

 پرستار در نگاه جامعه بیشتر یک زن مهربان است تا یک مرد. سخت نبود که یک مرد را به‌عنوان پرستار نشان دهید؟

درست است که به‌طور متعارف وقتی اسم پرستار را می‌شنویم، یاد یک زن مهربان می‌افتیم، اما اینطور هم نیست که وقتی مرد پرستاری را ببینیم، جا بخوریم. اتفاقا بین مردم جا افتاده که پرستار لزوما یک زن نیست. در نگارش فیلمنامه هرجا احساس کردم که پرستار باید مرد باشد، مرد پرستار خلق کردم.

 تابه حال از جانب پرستار‌ها بازخوردی داشتید مبنی بر اینکه سریال چقدر به زندگی و شغل‌شان نزدیک و شبیه است؟

بازتاب‌ها گوناگون است. بین قشر پرستار که تعدادشان زیاد است، طبیعتا موضع‌گیری‌ها و نظرات متفاوت است. اصولا فیلمی که بخواهد درباره قشری صحبت کند و شعار ندهد و به سمت واقع‌نمایی حرکت کند، نمی‌تواند خالی از حرف و حدیث باشد. طبیعی است در چنین گستره‌ای، افرادی پیدا می‌شوند که سریال به‌نظرشان خوب می‌آید و حقیقت را گفته ‌است. برخی هم معتقدند همه حقایق گفته نشده. اینکه انتظار داشته باشیم اتفاق نظر بزرگی درباره ساخته‌مان وجود داشته باشد، نه درمورد این سریال و نه هیچ سریال دیگری، امکان‌پذیر نیست!

شغل؛ مهربانی

 این سریال مخاطبان زیادی از عام و خاص دارد. تابه حال شده کسی این سریال را ببیند و شغل آینده‌ خود را براساس آن انتخاب کند؟

یکی از مسائل و مشکلاتی که در نگارش و تحقیقات این سریال داشتم همین مساله بود. با پزشک‌ها، پرستارها و سوپروایزرهایی صحبت کردم که سال‌ها سابقه کار داشتند. در این مرحله بود که به نتیجه‌ای رسیدم؛ اینکه در بین پرستارها عده‌ای پیدا می‌شوند که وقتی وارد میدان عمل شده‌اند، پی برده‌اند که چه شغل سختی است.

آنها انتظار این مقدار از سختی را نداشتند. واقعیت این است که درصد قابل توجهی از فارغ التحصیلان بعد از ورود به عرصه عملی عقب‌نشینی می‌کنند و کار را رها می‌کنند. این موضوع به‌نظرم یکی از معضلات بزرگ رشته پرستاری بود. بنابراین وظیفه داشتم به کسانی که می‌خواهند وارد این عرصه شوند، تا حدی سختی کار را گوشزد کنم. از طرف دیگر؛ اگر این شغل را خیلی سخت نشان می‌دادم ممکن بود در حکم تبلیغ منفی برای پرستاری باشد و خیلی‌ها از آن روی‌گردان شوند.

این موضوع با توجه به کمبود پرستار، نوعی نقض غرض به‌حساب می‌آمد. از این نظر دچار نوعی پارادوکس بودم؛ نه می‌توانستم بگویم این شغل خیلی خوب است و هیچ سختی ندارد- چون جامعه پرستاری بر من می‌شورید- و از طرفی هم نباید علاقه‌مندان را زده می‌کردم. بنابراین سعی کردم به نوعی بند بازی کنم و نه به این سمت بروم نه به آن سمت.

در این میان مجبور شدم واژه مناسبی انتخاب کنم که آن هم کلمه عشق بود. کسی که وارد این حرفه می‌شود، واقعا باید عشق داشته باشد. بدون عشق و علاقه انجام این شغل امکان‌پذیر نیست. به همین‌خاطر سمیه در سریال بارها و بارها روی این نکته تأکید می‌کند که من عاشق این کارم. در تحقیقاتم متوجه شدم این عشق واقعی است؛ فرضا ۲۰ سال است زحمت کشیده و هنوز هم عاشق کمک به بیمار است. اگر عشق به همنوع در فردی باشد، او می‌تواند شغل پرستاری را انتخاب کند. سعی کردم در سریال بگویم که این شغل باید با عشق انتخاب شود.

 اول شخصیت در فیلمنامه شکل می‌گیرد و بعد شغل برایش انتخاب می‌شود یا اول شغل انتخاب می‌شود و طبق آن شخصیت شکل می‌گیرد؟

 درمورد این سریال قضیه فرق می‌کرد. در مورد فیلمنامه‌های دیگر اینطور است که اول داستان در ذهن شکل می‌گیرد و ماجراها در هم تنیده می‌شوند. بعد حین طراحی نقش‌ها، شغل‌ها ممکن است پیدا شوند. ممکن است شغل برخی اصلا به داستان ربطی پیدا نکند.برای این عده، اگر فقط محض کنجکاوی تماشاگر باشد، شغلی پیدا می‌شود که با وضعیت خانوادگی و کاری او تضادی نداشته باشد.

با این حال گاهی شغل در داستان تأثیر دارد. برای نمونه درخصوص همین سریال پرستاران فرض کنید؛ سمیه، سمیرا و محبوبه شغل‌شان از پیش معلوم بوده و بعد داستان برای آنها طراحی شده ‌باشد، اما مثلا در مورد امین زندگانی، اول داستان شکل گرفته و بعد ضرورت پیدا کرده که شغل‌اش وکیل باشد تا به نقش مقابل خود کمک کند.

شغل چقدر به شکل‌گیری شخصیت کمک می‌کند؟

شغل به شکل‌گیری شخصیت بسیار کمک می‌کند. به ندرت پیش آمده داستانی بنویسم و شخصیتی را طراحی کنم که تعیین‌کننده و اصل کاری است‌ اما شغل ندارد. شغل به اهمیت نقش اشاره دارد و آن را پررنگ و واقعی جلوه می‌دهد.

تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ | بازدید: 2 بازدید | توسط: python
برچسب ها: ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

گوناگون

تازه های معرفی نرم افزار اندروید

تازه های دنیای بازیگران