خانه » گوناگون » سریال های جذاب برای اوقات فراغت تابستان

برگزیده های سایت

۳۱ عکس برای پروفایل محرم عکس های بازیگران و چهره ها مشهور این روزها (۳۳۶) عکس های بازیگران و چهره های جنجالی (۳۳۵) عکس های بازیگران و ستاره های سلبریتی (۳۳۴) عکس های بازیگران و چهره های سلبریتی (۳۳۳) علی حاتمی، سوته‌دلِ سینمای ایران آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید خانم مجری مشهور که ۱۰ سال ممنوع التصویر است آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد از بازیگران و چهره های مشهور چه خبر؟ عکس های مدلینگ جنیفر لارنس برای برند دیور عصبانیت شدید مهناز افشار در سانسور عاشقانه جنجالی شدن بی حجابی آزاده نامداری در رسانه های خارجی بیماری فلج صورت آنجلینا جولی پس از طلاق حاشیه های جنجالی ازدواج مجدد بازیگران ایرانی ازدواج شهردار با تمساح! + عکس آزار جنسی دختران ورزشکار تیم ملی جنجال جایزه گذاشتن داعش برای سر دختر ایرانی + عکس جنجال عکس بدون روسری فاطمه دختر رییس جمهور سابق
  • فان روز
  • اخبار
  • اسرار خانه داری
  • اخبار حوادث
  • بازار
  • اخبار ورزشی

سریال های جذاب برای اوقات فراغت تابستان

مجموعه : گوناگون
همشهری شش و هفت – محمد صادق شایسته: با آغاز فصل تابستان فرصت تفریح و سرگرمی خودبه‌خود بیشتر از ۹‌ماه دیگر سال فراهم می‌شود و اوقات فراغت بیشتری برای آدم پیدا می‌شود. خب! یکی از راه‌های پر کردن این اوقات فراغت دیدن سریال‌های خوش ساخت و درجه یکی است که در سراسر جهان تولید می‌شوند. سریال‌هایی که همچون فیلم‌های سینمایی پر از ژانر و موضوع جذاب است.
در تعطیلات نوروز ۹۶پرونده‌ای داشتیم درباره مینی سریال‌های جذابی که برای تعطیلات نسبتا کوتاهی مثل نوروز مناسب بودند، اما با توجه به اینکه تعطیلات تابستانی بیشتر است این بار رفتیم سراغ معرفی چند سریال دنباله دار که در سال‌های اخیر ساخته شده اند؛ چند سریالی که یا پخش آنها به پایان رسیده و یا هنوز باید منتظر فصل‌های بعدی آن باشیم.

اتاق خبر

 The Newsroom

کار در حوزه خبر پر از اتفاقات تلخ و شیرین است و خبرنگاری پر از لحظات متفاوت و عجیب. طبیعتا خبرنگارها که وظیفه پوشش این اخبار را دارند، هم لذت زیادی از این کار می‌برند و هم فشار بسیار بالایی به لحاظ روحی و روانی متحمل می‌شوند. فشاری که گاه آن قدر زیاد می‌شود که گاه زندگی‌شان را تهدید می‌کند. به هر حال خبرنگاری یعنی درآوردن ته و توی ماجراهای مختلف و طبیعتا این موضوع به مذاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید و با آن مقابله می‌کنند. شغل واقعا عجیب و متفاوتی است.درهرحال اگر دوست دارید که بدانید خبرنگاران چگونه روز و شب خود را می‌گذرانند، تماشای سریال «اتاق خبر» را به شما پیشنهاد می‌کنیم. این سریال کاملا به درد آن‌هایی می‌خورد که به تماشای پشت صحنه اتفاقات در یک مجموعه خبری حرفه‌ای علاقه دارند.

داغ‌های تابستانی 

سریالی که آلن سورکین فیلمنامه نویس مشهور سینما کار نگارش و تهیه آن را برای شبکه «HBO» به‌عهده داشته است. «اتاق خبر» که در سه فصل و ۲۵قسمت ساخته شده، به اتفاقات و پشت صحنه بخش خبری شبکه‌ای به نام «آتلانتیس» می‌پردازد. مجری مغرور اما کار بلد این بخش خبری، ویل مک اووی با بازی درخشان جف دانیلز است که زیرنظر تهیه کننده‌ای سختگیر به نام مکنزی مک هیل با بازی امیلی مورتیمر کار می‌کند. ویل آدم صریح و بی‌پروایی است و زبان تند و تیزی دارد. در موضوعات مختلف زبان تند و تیز ویل برای گروه خبری و حتی شبکه «آتلانتیس» دردسرهای زیادی ایجاد می‌کند و گاهی حتی کار تا تعلیق مک اووی هم پیش می‌رود. با این حال او سعی دارد با ایجاد کمی تعادل تا جایی که می‌تواند خطر را از خود و تیم‌اش دور کند. کاری که تهیه‌کننده اجرایی جدید گروه خبری هم قصد انجام آن را دارد؛ منتها با روشی متفاوت. «اتاق خبر» پر از سکانس‌های نفس گیر است. در یک سری اتاقک شیشه‌ای قرار است یک بخش خبری به اتفاقاتی که در عرصه‌های مختلف می‌افتد واکنش درستی نشان دهد.

منابع اخبار باید کامل، بی‌نقص و دسته اول باشند، برای جذب مخاطب هیجان خبرها باید بالا باشد و از آن مهم‌تر؛ هر موضع گیری، کمترین احتمال شکایت قضایی را داشته باشد. در کنار هم قرار دادن درست این سه عنصر کار بسیار مشکل، پیچیده و پراسترسی است ولی «اتاق خبر» به‌خوبی می‌تواند این وضعیت را به مخاطب نشان دهد. به ادعای بسیاری از افراد فعال در حوزه خبر، روایت آلن سورکین از فضای پشت صحنه یک بخش خبری حرفه‌ای بسیار درست و دقیق است. البته علت این موضوع کاملا مشخص است؛ سورکین برای نگارش فیلمنامه این سریال چند‌ین‌ماه به پشت صحنه بخش‌های خبری شبکه‌های مهم آمریکا رفته و از نزدیک در مورد کار آنها تحقیق و تفحص کرده بود. فصل اول این سریال سال ۲۰۱۲پخش شد و آخرین فصل آن هم سال ۲۰۱۴روی آنتن رفت.


دره سیلیکون

 Silicon Valley

اگر امروز در حال لذت بردن از وسایل هوشمند اطراف‌تان هستید یکی از دلایلش جنگ خلاقیت و رقابت بزرگی است که در «دره سیلیکون» وجود دارد. منطقه‌ای در جنوب شرقی سانفرانسیسکو که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شرکت‌های حوزه فناوری‌های پیشرفته در آن قرار دارند؛ از مایکروسافت و اپل و سونی بگیرید تا گوگل و سامسونگ و اینتل و بقیه غول‌های فناوری. بسیاری «دره سیلیکون» را بهشت برنامه نویسان و فعالان حوزه کامپیوتر «IT» می‌دانند، اما خب! بخشی از این تعاریف هم مصداق آواز دهلی است که از دور شنیدنش خوش است. در این دره معروف رقابت به قدری تنگاتنگ، فشرده، سخت و بی‌رحم است که خیلی‌ها را پس از مدتی فعالیت، ناامید و افسرده از خودش طرد کرده است.

داغ‌های تابستانی 

 سریال «دره سیلیکون» که از آثار خوش ساخت شبکه «HBO» است با نگاهی کاملا طنز و کمدی به این رقابت نفسگیر پرداخته است. پنج جوان جویای نام به نام‌های ریچارد، الریش، نلسون، برترام و دینش که مدعی هستند خلاقیت بالایی دارند، تصمیم می‌گیرند چند برنامه متفاوت و کارآمد طراحی کنند که ایده‌هایی بسیار جذاب در دنیای دیجیتال به شمار می‌روند. وقتی خبر جزئیات کار آنها به گوش شرکت‌های بزرگ می‌رسد رقابت شدید و بی‌رحمانه‌ای برای تصاحب ایده آنها به راه می‌افتد. این چند جوان که از هزارتوی پیچیده کار کردن در این فضا و بقا اطلاعی ندارند با رفتارها و تصمیم های‌شان باعث بروز اتفاقاتی می‌شوند که تعادل عادی در این دره را به هم می‌زند.این سریال در ردیف آثار «سیت کام» قرار می‌گیرد؛ سریال‌هایی کمدی که هر قسمت‌ آنها ۲۰تا ۳۰دقیقه است و طرفداران بسیار زیادی هم دارند.

تا امروز چهار فصل از «دره سیلیکون» ساخته و پخش شده و در این چهار سال همیشه یک پای نامزدی برای دریافت جوایز مهم تلویزیونی سال بوده است. معمولا در آثار کمدی ایجاد روابطی باورپذیر و جذاب بین شخصیت‌های اصلی، شاه ‌کلید موفقیت است و «دره سیلیکون» از چنین موهبتی برخوردار است. ترکیب این پنج جوان و تضادشان با شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند باعث خلق موقعیت‌های کمیک فراوانی شده که می‌تواند حسابی از مخاطب خنده بگیرد. البته کافی است کمی به فضای پشت صحنه تکنولوژی و چگونگی پیشرفت اتفاقات در «دره سیلیکون» علاقه داشته باشید، در آن صورت سریال نه‌تنها برای‌تان خنده دار خواهد بود؛ بلکه می‌توانید در پشت همه شوخی‌ها اطلاعات ارزشمندی از روند کار در قطب تکنولوژی دنیا به‌دست آورید.


مردی در قلعه بلند

 The Man In The High Castle

وقتی نویسنده باشید آن هم از نوع علمی- تخیلی‌اش دیگر برای‌تان مرزی وجود ندارد. جایی که تخیل صرف وارد می‌شود، به هر موضوعی حتی از زاویه‌ای محال هم می‌توان پرداخت و داستان هیجان انگیزی روایت کرد. درست مثل کاری که فیلیپ.کی.دیک، یکی از سرشناس‌ترین نویسندگان علمی- تخیلی تاریخ ادبیات آن را بارها در آثارش انجام داده‌است، یکی از بهترین کارهای او رمان «مردی در قلعه بلند» است. این رمان که یکی از آثار پرفروش کی.دیک است داستان کشور آمریکا را پس از پایان جنگ جهانی دوم روایت می‌کند. اما با یک تفاوت بزرگ و اساسی نسبت به واقعیت؛ در این داستان نیروهای متحدین پیروز شده‌اند. این کتاب در سال ۱۹۶۲منتشر شد و توانست جایزه معتبر «هوگو» را برای نویسنده‌اش به ارمغان بیاورد.

داغ‌های تابستانی 

 در سال ۲۰۱۵شبکه «Amazon» تصمیم گرفت با همکاری فرانک اسپانیتز و با انجام یک سری تغییرات دراماتیک نسبت به آنچه در رمان آمده سریالی به همین نام بسازد. در سریال کلیت ماجرا شبیه رمان است و بیشتر یک سری اختلاف در داستانک‌ها و خرده روایت‌های سریال وجود دارد. ماجرا در سال ۱۹۶۲می‌گذرد، متحدین ظاهرا پیروز جنگ شده‌اند و ۱۶سال از پایان جنگ گذشته است. آمریکا در چنگ ژاپن و آلمان قرار دارد. نیمی از آمریکا در دست آلمان نازی است و نیم‌ دیگرش در دست امپراتوری ژاپن. یک منطقه در ‌ وسط برای اینکه مرزی بین آلمان و ژاپن نباشد بی‌طرف است. مدتی است هیتلر مریض شده و از آن جایی که هنوز مشخص نیست بعد او چه‌کسی رهبر خواهد بود آلمانی‌ها سعی می‌کنند برای امپراتوری ژاپن دردسر درست کنند تا آنها را از طمع رهبری دور نگه دارند.

در این بین در آمریکا گروهی موسوم به مقاومت، فیلمی بین خود رد و بدل می‌کنند که نشان می‌دهد برخلاف آنچه آلمانی‌ها و ژاپنی‌ها گفته‌اند متحدین در جنگ شکست خورده اند؛ موضوعی که در آمریکا کسی نمی‌داند و برای اطلاع‌رسانی عمومی باید فیلم موجود را به‌دست مردی در قلعه بلند برسانند. نوار به‌دست ترودی کرین از اعضای گروه می‌رسد تا او به‌دست نفر بعدی برساند، اما ژاپنی‌ها او را شناسایی می‌کنند. ترودی نوار را در خانه خواهرش جولیانا می‌گذارد و خودش چند ساعت بعد کشته می‌شود. آلمان‌ها از ماجرا بو می‌برند و مأموران خود را خبردار می‌کنند. جولیانا تصمیم می‌گیرد آخرین وصیت خواهرش یعنی رساندن فیلم به منطقه بی‌طرف را به تنهایی انجام دهد بی‌آن که بداند این کار چه خطراتی برای خودش و آن‌هایی که دوست‌شان دارد، خواهد داشت.

 فیلم پر از جزئیات دقیق در طراحی صحنه و لباس و همانند‌سازی‌‌های قابل اعتنا در مورد رفتار اجتماعی مردم است. آلکسا داوالاوس بازیگر نقش جولیانا کرین بسیار خوب ظاهر شده و اغراق‌آمیز نیست اگر بگوییم بازی او یکی از ستون‌های اصلی جذابیت این سریال است.


بهتره با سال تماس بگیری

 better call saul

این سریال دو مدل مخاطب دارد. یکی آن‌هایی که سریال «برکینگ بد» را دیده‌اند و دسته دوم آن‌هایی که ندیده‌اند. اگر دیده باشید شخصیت اصلی «بهتره با سال تماس بگیری» یعنی سال گودمن، همان وکیل لج درآر و کاربلد؛ والتر وایت را می‌شناسید و از آینده او خبر دارید. ولی اگر ندیده باشید با شخصیتی مواجه می‌شوید به نام جیمز مک گیل که در حدود سال ۲۰۰۲در آلبوکرکی واقع در نیومکزیکو زندگی می‌کند. نگران نباشید، وینس گیلیگان و پیتر گولد خالقان «بر‌کینگ بد» سریالی درست کرده‌اند که هر دو گروه لذتش را ببرند. احتمالا اشتباه نیست اگر بگوییم شخصیت سال گودمن در «بر‌کینگ بد» محبوب‌ترین شخصیت فرعی سریال است. وکیلی زیرک، حقه باز، توانا و زبان باز که کارش حل مشکلات حقوقی مجرمان و دستمزد کلان گرفتن از آن‌هاست، اما پس از پایان آن سریال یک سؤال عجیب در مورد او بی‌پاسخ ماند. سال گودمن هیچ‌گاه گذشته مشخص و دقیقی از خودش نشان کسی نداده بود و کسی نمی‌دانست این شخصیت جالب و مرموز از کجا به اینجا رسیده است؟

داغ‌های تابستانی 

به‌نظر گیلیگان و گولد این سؤال می‌توانست جوابی بسیار جذاب داشته باشد و همینطور هم بود. «بهتره با سال تماس بگیری» که از سال ۲۰۱۵پخش آن آغاز شده و سومین فصل‌اش همین چند هفته پیس تمام شد، درست مثل «بر‌کینگ بد» یک کار درجه یک و پرمخاطب دیگر از شبکه «AMC» است. جیمز مک گیل که جیمی صدایش می‌کنند مردی است اهل آلبوکرکی که سال‌های دوران جوانی‌اش یا مشغول قمار کردن و خرده کلاهبرداری بوده و یا در بازداشت یکی ،دو شبه به سر برده و یا حتی در نهایت، برادر بزرگش چاک مک گیل یکی از وکلای خبره و زبده شهر رفته و او را از حبس در آورده است. رابطه جیمی و چاک از نوع عشق و نفرت افراطی است و در کل، داستان روی این رابطه می‌چرخد. جیمی یک شب پس از جر و بحث اساسی با چاک تصمیم می‌گیرد سبک زندگی‌اش را عوض کند. او به سراغ رشته وکالت می‌رود، درس می‌خواند و در کمال ناباوری مدرکش را می‌گیرد.

حالا جیمی انتظار دارد با توجه به تلاشی که کرده چاک او را در شرکت خود که معتبرترین شرکت وکالتی شهر است، استخدام کند. اما در کمال ناباوری جیمی، چاک این کار را انجام نمی‌دهد و به بقیه اعضای هیأت مدیره هم می‌گوید از تصمیم او حمایت کنند. جیمی که از این اتفاق شوکه شده تصمیم می‌گیرد چاک را ترک کند، اما بیماری عجیب برادرش او را به تردید می‌اندازد.

یکی از ویژگی‌های «بهتره با سال تماس بگیری» خرده داستان‌هایی است که در کنار داستان اصلی آن روایت می‌شود. خالقان سریال به‌خوبی تعادل را بین داستان اصلی و خرده داستان‌ها رعایت کرده‌اند وهمین موضوع باعث شده هر قسمت از سریال هیجان خاص خود را داشته باشد. بازی بازیگران سریال تماشایی است، ولی طبیعتا بازی باب اودنکرک در نقش جیمز مک گیل امروز و سال گودمن فردا، یک سر و گردن بالاتر از بقیه شخصیت‌هاست. تا اینجا چند نفر از شخصیت‌های «بر‌کینگ بد» وارد این سریال شده‌اند، ولی قرار است آدم‌های سرشناس دیگری هم در فصل‌های بعد به ماجرا اضافه شوند که گویا حسابی غافلگیرکننده خواهند بود.


داستان جنایی آمریکایی

 American Crime Story

قانون نانوشته‌ای در دنیا وجود دارد که طبق آن هر چقدر آدم شناخته‌شده‌تری باشید، هر اشتباهی از شما سر بزند، ابعاد بیشتری پیدا می‌کند و آدم‌های زیادتری از آن خبردار می‌شوند. این قانون درباره او.جی.سیمپسون یکی از سرشناس‌ترین بازیکنان فوتبال آمریکایی هم صادق بود. سیمپسون سیاه پوست در زمانی که بازیکن فوتبال بود، محبوبیت زیادی پیدا کرد و حتی با ورود به سینما و بازی در مجموعه فیلم‌های کمدی بسیار موفق «اسلحه برهنه» و اجرای برنامه‌های تلویزیونی، این محبوبیت‌ها چندین برابر هم شد. به ظاهر همه‌‌چیز بر وفق مراد او.جی بود اما نیمه شب یکی از روزهای‌ماه ژوئن سال ۱۹۹۴اتفاقی افتاد که سرنوشت او را برای همیشه عوض کرد.

داغ‌های تابستانی 

در این شب پلیس جسد زنی ۳۵ساله به نام نیکول براون را همراه جنازه مرد دیگری مقابل خانه‌اش در لس‌آنجلس پیدا کرد. آنها با ضربات چاقو به قتل رسیده بودند. براون زن سابق سیمپسون بود و به همین دلیل پلیس به سراغ او هم رفت. پس از مدتی شواهد محکمی پیدا شد که نشان می‌داد به‌احتمال فراوان سیمپسون قاتل همسر سابق خودش است.خصوصا اینکه او به راحتی تسلیم پلیس نشد و پلیس پس از یک تعقیب و گریز طولانی و درحالی‌که قصد کشتن خود را داشت، او را دستگیرکرد. دادگاه محاکمه سیمپسون یکی از پر بیننده‌ترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون آمریکا شد و خیلی‌ها آن را محاکمه قرن نامیدند، اما روند این دادگاه به‌گونه‌ای گذشت که سیمپسون از اتهام قتل تبرئه شد و همه انگشت به دهان ماندند. البته او سال‌ها بعد بار دیگر به جرم مشارکت در قتل و سرقت مسلحانه دستگیر شد و دادگاه او را به ۳۳سال حبس محکوم کرد.

حبسی که ۹سال از آن گذشته و به تازگی هم درخواست آزادی مشروطی که داده بود رد شده است. شبکه «FX» در سال ۲۰۱۶سریالی پخش کرد که ماجرای آن روایت دادگاه سال ۱۹۹۴او.جی.سیمپسون بود. این سریال به‌عنوان نخستین پرونده در مجموعه «داستان جنایی آمریکایی» ساخته شده است؛ مجموعه‌ای که بنا دارد در چند فصل مهم‌ترین و حاشیه ای‌ترین پرونده‌های جنایی تاریخ آمریکا را به تصویر بکشد، که البته در نخستین فصل بسیار موفق بود. کوبا گودینگ جونیور در نقش او.جی خیلی خوب جا افتاده و باورپذیر است. مستندات این دادگاه هم به خوبی با ظرایف داستان پردازی مخلوط شده و در نتیجه مخاطب شاهد سریالی نفس‌گیر و خوش ریتم است که سکانس‌های دادگاه درخشانی دارد. فصل دوم این سریال تماشایی که قرار است به‌زودی پخش شود داستان قتل جانی ورساچه یکی از مهم‌ترین طراحان لباس جهان است.


نارکوها

 Narcos

اگر قرار باشد فهرستی از مخوف‌ترین انسان‌های قرن بیستم تهیه شود بدون شک پابلو اسکوبار کلمبیایی در این فهرست رتبه بالایی به‌خود اختصاص خواهد داد. اسکوبار ثروتمندترین قاچاقچی مواد‌مخدر تاریخ است که توانست در دوران اوج فعالیت کارتل مواد‌مخدر «مدلین» که می‌شود اواسط دهه ۸۰میلادی، هفته‌ای بیش از ۴۰۰میلیون دلار درآمد داشته باشد. اطرافیان او می‌گویند اسکوبار آنقدر پول نقد داشت که نمی‌دانست با آنها چه کار کند و هر سال حدود ۱۰درصد از درآمد ۲۰میلیارد دلاری اش(حدود ۲میلیارد دلار) را یا موش‌ها می‌خوردند یا در آنجایی که آنها را مخفی کرده بود می‌پوسیدند. البته چون خودش از خانواده‌ای فقیر بود در اوج ثروت و قدرت حسابی به فقرا می‌رسید و به همین دلیل فقرای کلمبیایی به او لقب «رابین هود» داده بودند.

داغ‌های تابستانی 

جالب است بدانید این مرد بی‌رحم و خشن به‌شدت خانواده دوست بود و همه اطرافیان و دشمنانش این موضوع را می‌دانستند. اسکوبار در زندگی ۴۴ساله‌اش همانطور که دوست داشت زندگی کرد. حتی زمانی که در سال ۱۹۹۱قرار شد طی معامله‌ای با دولت کلمبیا به زندان برود خودش زندانی ساخت و با اطرافیانش داخل آن رفت؛ زندانی که بیشتر شبیه قصر بود و پلیس کلمبیا حق نزدیک شدن به آن را نداشت. بالاخره بخت از اسکوبار هم روی برگرداند و در یک عملیات بسیار پیچیده رهگیری و حمله همه جانبه به مخفیگاهش در سال ۱۹۹۳به ضرب گلوله پلیس کشته شد. در دوران سلطنت کارتل او در جهان، بیش از ۷۰۰۰نفر در درگیری‌های مختلف کشته شدند.

 زندگی پر فراز و نشیب اسکوبار آن قدر جذاب است که شبکه «نتفلیکس» راضی شد با همکاری عواملی از آمریکای جنوبی سریال «نارکوها» را براساس مقطع اوج کار تا زمان سقوط و کشته شدن اسکوبار بسازد. سریالی بسیار خوش ساخت و پر از جزئیات دراماتیک درجه یک و صحنه‌های اکشن تماشایی که در دو فصل ۱۰قسمتی و در سال‌های ۲۰۱۵و ۲۰۱۶ساخته و پخش شده است. بازی درخشان و بی‌عیب و نقص واگنر مورا، بازیگر سرشناس برزیلی در نقش پابلو اسکوبار یکی از مهم‌ترین جذابیت‌های این سریال است. سازندگان سریال سعی کرده‌اند تا حد امکان شخصیت اسکوبار را داوری نکنند و به روایت همه جانبه او بپردازند. به همین دلیل شخصیت این قاچاقچی بزرگ مواد‌مخدر در سریال «نارکوها» بسیار چند لایه و پیچیده از کار درآمده و توان درگیر کردن کامل مخاطب را با خود دارد. از طرفی شناخت کامل عوامل سازنده از موقعیت جغرافیایی کلمبیا باعث خلق تصاویری بکر و بدیع شده که شاید در کمتر فیلم و سریال دیگری گیر بیاورید؛ یک سفر جذاب و نفسگیر به قلب کلمبیا. دو فصل اول این سریال آن قدر مورد استقبال قرار گرفت که «نتفلیکس» تصمیم گرفت فصل سوم آن را هم بسازد. آنها این بار رفته‌اند سراغ مهم‌ترین کارتل مواد‌مخدرکلمبیا که زمینه‌ساز سقوط اسکوبار شده بودند. این فصل مهر‌ماه امسال پخش خواهد شد.

تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ | بازدید: 4 بازدید | توسط: python
برچسب ها: ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

گوناگون

تازه های معرفی نرم افزار اندروید

تازه های دنیای بازیگران