خانه » گوناگون » خاطره دردناک محسن چاوشی از پدرش (عکس)

برگزیده های سایت

درآمد سوپر استارها در یک روز چقدر است | از سایمن کاول تا اد شیرن عکس های ۱۰ زیباترین بازیگران زن ایرانی + بیوگرافی مدلینگ های زن مشهور دنیا چگونه تبدیل به سوپر مدل شدند؟ +عکس بهترین نوستالژی های ژاپنی در ایران | از نیسان تا پاناسونیک ستاره هایی که زیباترین لبخند را دارند | از مگان فاکس تا سلنا گومز معرفی ستاره هایی که نقاش هستند | از جانی دپ تا لیدی گاگا تیپ بهمن ماهی ستاره های ایرانی | از هدیه تهرانی تا الهام حمیدی محبوب ترین سگ های دنیا + بایدها و نبایدهای غذایی سگ ها زوج های معروفی که همیشه ست می پوشند | اخبار سلبریتی ها همراه با عکس سلفی های خطرناک که منجر به مرگ شدند | عکس های مرگبار خبرهای جدید از اینستاگرام ستاره های ایرانی و خارجی مشهور جهان خوشتیپ ترین زوج های مشهور دنیا | از جنیفر لوپز تا دیوید بکهام +عکس استوری های اینستاگرام افراد مشهور ایرانی (۳۷) معرفی شاخ های توییتر جهان | از جنیفر لوپز تا جاستین بیبر + عکس بررسی پربازدیدترین ویدیوها در فضای مجازی ایران | از شکنجه گر تا هلالی عکس های تیپ و استایل ستاره های ایرانی و خارجی در سال ۲۰۱۹

تازه های اخبار

بیشتر بخوانید

تازه های اخبار حوادث

بیشتر بخوانید
  • فان روز
  • اخبار
  • اسرار خانه داری
  • اخبار حوادث
  • بازار
  • اخبار ورزشی

خاطره دردناک محسن چاوشی از پدرش (عکس)

مجموعه : گوناگون

خاطره دردناک محسن چاوشی از پدرش (عکس)

 

به گزارش ایران ناز محسن چاوشی خواننده مشهور و محبوب کشورمان خاطره ای غم انگیز و عبرت آموز از پدرش تعریف نمود.محسن چاوشی با بیان خاطره ای از پدرش زمانیکه دچار کسالت بود، ضمن ابراز دلتنگی، به دنبال کنندگانش توصیه کرد که قدر پدرانشان را بدانند.

 

خاطره دردناک محسن چاوشی از پدرش (عکس)

 

محسن چاوشی با انتشار تصویری از خود و پدرش در اینستاگرام، خاطره ای نقل کرد که به این شرح است: «بعد عملش بهش غذا نداده بودن …گرسنه ش بود … گفت بابا گرسنمه.. گفتم بریم جگرکی حاج توکل؟؟ گفت چه جوری آخه پسرم؟ دزدیمش با لباس بیمارستان، زنگ زدم به آقا محمود گفتم بابام و دزدیدم دارم میارم… مغازه رو نبست و منتظر موند تا برسیم .. کرکره ها نیمه پایین بود… از بس استخون شده بود نمیتونست راه بره… چشماش بغض داشت ..گلوش گریه..

 

گفتم بابا چی دوست داری گفت جگر… جگر میخورد و جگرم کباب میشد… امشب ابوالفضل گفت بریم حاج توکل؟ گفتم بریم.. رفتیم و من همونجا نشستم‌ که بابام نشسته بود. پدر بودن سخته … پسر بودن خیلیییی سخت تر.

 

مادر عزیزه خیلی هم عزیزه اما پدر … هر چی که دوست دارید فکر کنید، قضاوت  بکنید ، فحش بدید ، آبرو ببرید .. بعد پدرم دیگه آبرویی ندارم .. قدر پدراتونو بدونید .. دلم تنگته لعنتی …»

 

خاطره دردناک محسن چاوشی از پدرش (عکس)

تاریخ انتشار: جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷ | بازدید: 10 بازدید | توسط: python

تازه های این بخش

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

گوناگون

تازه های معرفی نرم افزار اندروید

تازه های دنیای بازیگران